جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

58

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

پس بايد از دستور آن الهام گيريم و بانديشه‌هاى ناتوان و نارساى خود تكيه نكنيم و بدانيم كه آرا و خواستهاى ما ، خدشه‌دار و كج و ناساز و نارواست و تنها در پرتو آموزشهاى قرآن مى توانيم راه يابيم و به مقصد رسيم و زنده مانيم و به ابديت پر كشيم . على ( ع ) باز هم مردم را به قرآن مى خواند و فرياد برمى آورد و فرمان مىدهد و با ندائى كه در روزگاران حال و آينده طنين مى افكند چنين مى گويد : « و خداوند پاك ، مردم را به هيچ كتابى بمانند قرآن اندرز نداد زيرا آن ريسمان استوار خدائى و راه راست اوست ، شادابى نوبهاران دلها و سرچشمهء زائيدهء دانشهاست و دلها را روشنائى و فروغى جز به پرتو قرآن نيست » در اينجا قرآن ، هم اندرزگو است و هم ريسمان ، هم راه است و هم بهار و هم چشمه و هم روشنائى و سخن ، سخن على شعر نيست كه واژه‌هائى را رديف كند و چون دانه‌هائى بنظم كشد و تخيل را در تلفظ مهار كند ، بلكه سخن امام دور از شعر و خيال و مبالغه است زيرا گفتارش حكيمانه است و اگر الفاظ بشرى قالبهاى ديگرى هم مى داشت باز هم باستخدام امام درمى آمد و براى بيان حقيقت قرآن به كار گرفته مى شد ، اندرزهاى قرآن ، بيدارگر فطرت پاك بشرى است و نشانگر قانون هستى و سنت آفرينش ، معلم مكتب خانه نيست كه

--> ( 1 ) - خطبهء 175 نهج البلاغه